دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۴۳۰

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 430

به تو مشغول و با تو همراهم
وز تو بخشایش تو می‌خواهم
همه بیگانگان چنین دانند
که منت آشنای درگاهم
ترسم ای میوه درخت بلند
که نیایی به دست کوتاهم
تا مرا از تو آگهی دادند
به وجودت گر از خود آگاهم
همه در خورد رای و قیمت خویش
از تو خواهند و من تو را خواهم
بلبل بوستان حسن توام
چون نیفتد سخن در افواهم
می‌کشندم که ترک عشق بگو
می‌زنندم که بیدق شاهم
ور به صد پاره‌ام کنی زین رنگ
نه بگردم که صبغة اللهم
سعدیا در قفای دوست مرو
چه کنم می‌برد به اکراهم
میل از این جانب اختیاری نیست
کهربا را بگو که من کاهم

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.