دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۴۹۳

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 493

سرمست بتی، لطیف، ساده
در دست گرفته جام باده
در مجلس بزم باده‌نوشان
بسته کمر و قبا گشاده
افتاده زمین به حضرت او
گردونش به خدمت ایستاده
خورشید و مهش ز خوب‌رویی
سر بر خطّ بندگی نهاده
خورشید که شاه آسمان است
در عرصهٔ حُسن او پیاده
وه وه که بزرگوار حوری‌ست
از روزن جنت اوفتاده
لعلش چو عقیق گوهرآگین
زلفش چو کمند تاب داده
در گلشن بوستان رویش
زنگی‌بچگان ز ماه زاده
سعدی نرسد به یار هرگز
کاو شرمگن است و یار ساده

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.