دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۵۹۱

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 591

سخت زیبا می‌روی یک‌بارگی
در تو حیران می‌شود نظّارگی
این‌چنین رخ با پری باید نمود
تا بیاموزد پری رخسارگی
هرکه را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی
چشم‌های نیم‌خوابت سال و ماه
همچو من مَستند بی میخوارگی
خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکُش یک‌بارگی
دوست تا خواهی به‌جای ما نکوست
در حسودان اوفتاد آوارگی
سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چارهٔ عاشق به‌جز بیچارگی

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.