قلم:
غزل شمارهٔ ۶۳۰
شیخ اجل مصلحالدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 630
مرحبا ای نسیم عنبربوی
خبری زآن به خشم رفته بگوی
دلبر سستمهرِ سختکمان
صاحب دوسترویِ دشمنخوی
گو دگر گر هلاک من خواهی
بیگناهم بکُش بهانه مجوی
تشنه ترسم که منقطع گردد
ور نه باز آید آب رفته به جوی
صبر دیدیم در مقابل شوق
آتش و پنبه بود و سنگ و سبوی
هر که با دوستی سَری دارد
گو دو دست از مراد خویش بشوی
تا گرفتار خم چوگانی
احتمالت ضرورت است چو گوی
پادشاهان و گنج و خیل و حشم
عارفان و سماع و هایاهوی
سعدیا شور عشق میگوید
سخنانت نه طبع شیرینگوی
هر کسی را نباشد این گفتار
عود ناسوخته ندارد بوی
✨ تعبیر و پیام شعر:
حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیکنامی و پرهیز از مردمآزاری.