دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

بخش ۲۶ - حکایت

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — بوستان سعدی شماره 128

گدایی شنیدم که در تنگ‌جای
نهادش عُمَر پای بر پشتِ پای
ندانست درویشِ بیچاره کاوست
که رنجیده دشمن نداند ز دوست
برآشفت بر وی که کوری مگر؟
بدو گفت سالارِ عادل عُمَر
نه کورم ولیکن خطا رفت کار
ندانستم از من گنه در گذار
چه منصف بزرگانِ دین بوده‌اند
که با زیردستان چنین بوده‌اند
فروتن بوَد هوشمندِ گُزین
نهد شاخِ پُر‌میوه سَر بر زمین
بنازند فردا تواضع‌کنان
نگون از خجالت سرِ گردنان
اگر می‌بترسی ز روزِ شمار
از آن کز تو ترسد خطا در‌گذار
مکُن خیره بر زیر‌دستان ستم
که دستی است بالایِ دستِ تو هم

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.