دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

شمارهٔ ۱۱۹

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — قطعات سعدی شماره 139

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر
هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید
گَر به زندانِ عقوبت بَریـَم روزِ شُمار
جای آن است که محبوس بمانم، جاوید
هر درختی، ثمری دارد و؛ هرکس، هُنَری
منِ بی‌مایه‌ی بدبخت، تهی‌دست، چو بید
لیکن از مشرقِ الطافِ الهی نه عجب
که چو شب روز شود، بر همه تابَد خورشید
ما، کیانیم که در معرضِ یاران آییم؟
ماکیان را چه محل در نظرِ بازِ سپید؟

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.