دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

حکایت شمارهٔ ۲۰

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — گلستان سعدی شماره 21

آتشِ سوزان نکند با سپند
آنچه کند دودِ دلِ دردمند
مسکین‌خر اگر چه بی‌تمیز است
چون بار همی‌بَرَد عزیز است
گاوان و خرانِ باربردار
بِهْ ز آدمیانِ مردم‌آزار
حاصل نشود رضایِ سلطان
تا خاطرِ بندگان نجویی
خواهی که خدای بر تو بخشد؟
با خلقِ خدای کن نکویی
نه هرکه قوّتِ بازویِ منصبی دارد
به سلطنت بخورد مالِ مردمان به گزاف
توان به حلق فرو بردن استخوانِ درشت
ولی شکم بدَرَد چون بگیرد اندر ناف
نمانَد ستم‌کارِ بدروزگار
بماند بر او لعنتِ پایدار

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.