دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

حکایت شمارهٔ ۵

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — گلستان سعدی شماره 47

اِنْ لَمْ اَکُنْ راکِبَ الْمَواشی
اَسْعیٰ لَکُمْ حامِلَ الْغَواشی
چه دانند مردم که در خانه کیست؟
نویسنده داند که در نامه چیست
صورتِ حالِ عارفان دلق است
این قدر بس، چو روی در خلق است
در عمل کوش و هرچه خواهی پوش
تاج بر سر نه و عَلَم بر دوش
[ ترک دنیا و شهوت است و هوس
پارسایی، نه ترک جامه و بس ]
در قَژاکند مرد باید بود
بر مخنّث سلاحِ جنگ چه سود؟
پارسا بین که خرقه در بر کرد
جامهٔ کعبه را جُلِ خر کرد
چو از قومی یکی بی‌دانشی کرد
نه کِه را منزلت مانَد نه مِه را
شنیدستی که گاوی در علف‌خوار
بیالاید همه گاوانِ ده را
به یک ناتراشیده در مجلسی
برنجد دلِ هوشمندان بسی
اگر برکه‌ای پر کنند از گلاب
سگی در وی افتد کند مَنْجَلاب

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.