قلم:
حکایت شمارهٔ ۲۷
شیخ اجل مصلحالدین سعدی شیرازی — گلستان سعدی شماره 69
دانی چه گفت مرا آنبلبل سحری؟
تو خود چه آدمیی کز عشق بی خبری؟
اشتر به شعرِ عرب در حالت است و طرب
گر ذوق نیست تو را، کژطبعجانوری
وَ عِنْدَ هُبُوبِ النّاشِراتِ عَلَی الْحِمیٰ
تَمیلُ غُصُونُ الْبانِ لا الْحَجَرُ الصَّلْدُ
به ذکرش هر چه بینی در خروشاست
دلی داند در اینمعنی که گوشاست
نه بلبل بر گلش تسبیحخوانیاست،
که هر خاری به تسبیحش زبانیاست
✨ تعبیر و پیام شعر:
حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیکنامی و پرهیز از مردمآزاری.