دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 471

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 471

کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی؟
چو شبنمی است که بر بحر می‌کشد رقمی
بیا که خرقهٔ من گر چه رهن میکده‌هاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی
حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل
طبیب راه‌نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده‌دل مسیح‌دمی
دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم
به آن که بر در میخانه برکشم علمی
به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی
دوام عیش و تنعم نه شیوهٔ عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی
نمی‌کنم گله‌ای لیک ابر رحمت دوست
به کشته‌زار جگرتشنگان نداد نمی
چرا به یک نی قندش نمی‌خرند آن کس
سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.