دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 296

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 296

طالع اگر مدد دهد، دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب، ور بکشد زهی شرف
طرف کرم ز کس نبست، این دل پر امید من
گر چه سخن همی برد، قصهٔ من به هر طرف
از خم ابروی توام، هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج، عمر عزیز شد تلف
ابروی دوست کی شود، دست‌کش خیال من؟
کس نزده‌ست از این کمان، تیر مراد بر هدف
چند به ناز پرورم، مهر بتان سنگ‌دل
یاد پدر نمی‌کنند، این پسران ناخلف
من به خیال زاهدی، گوشه‌نشین و طرفه آنک
مغبچه‌ای ز هر طرف، می‌زندم به چنگ و دف
بی‌خبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتقل
صوفی شهر بین که چون، لقمهٔ شبهه می‌خورد
پاردمش دراز باد، آن حیوان خوش علف
حافظ اگر قدم زنی، در ره خاندان به صدق

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.