قلم:
غزل شماره 228
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 228
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود؟
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود؟
یا رب اندر کنف سایهٔ آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود؟
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود؟
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود؟
دیدم از پیش که در خانهٔ دینم چه شود
صرف شد عمر گرانمایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید، از اینم چه شود؟
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.