دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 199

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 199

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند!
مشکلی دارم، ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه، برجه که در دیر مغان
می‌دهند آبی و دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او، چندان که عاشق می‌کشد
زمرهٔ دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در می‌خانهٔ عشق ای ملک، تسبیح گوی
کاندر آنجا، طینت آدم مخمر می‌کنند
صبح‌دم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت
«قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند»

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.