دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 406

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 406

گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
از ماه ابروان منت شرم باد رو
عمری‌ست تا دلت ز اسیران زلف ماست
غافل ز حفظ جانب یاران خود مشو
مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما
کان‌جا هزار نافهٔ مشکین به نیم‌جو
تخم وفا و مهر در این کهنه کشته‌زار
آن‌گه عیان شود که بود موسم درو
ساقی بیار باده که رمزی بگویمت
از سر‌ اختران کهن‌سیر و ماه نو
شکل هلال هر سر مه می‌دهد نشان
از افسر سیامک و ترک کلاه زو
حافظ جناب پیر مغان مأمن وفاست
درس حدیث عشق بر او خوان و زو شنو

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.