دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 187

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 187

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم‌شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پری‌چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهان‌نما بکند
طبیب عشق مسیحا‌دم است و مشفق، لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی‌، خدا بکند
ز بخت خفته ملولم، بود که بیداری
به وقت فاتحهٔ صبح، یک دعا بکند؟
بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.