قلم:
غزل شماره 194
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 194
سمنبویان غبار غم چو بنشینند، بنشانند
پریرویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند، بربندند
ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند، بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند، برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند
سرشک گوشهگیران را چو دریابند، در یابند
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند، میبارند
ز رویم راز پنهانی چو میبینند، میخوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند، میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند، در مانند
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.