دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

قطعه شماره 519

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — قطعات شماره 519

تو نیک و بد خود هم از خود بپرس
سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق
آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه
بهاء الحق و الدین طاب مثواه
قوت شاعرهٔ من سحر از فرط ملال
رحمان لایموت چو آن پادشاه را
به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو شد
دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد
روح القدس آن سروش فرخ
به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت‌شناس
شمه‌ای از داستان عشق شورانگیز ماست
اعظم قوام دولت و دین آنکه بر درش
دل منه بر دنیی و اسباب او
بر سر بازار جانبازان منادی می‌زنند
برادر خواجه عادل طاب مثواه
بر تو خوانم، ز دفتر اخلاق
زآن حبه‌ی خضراخور، کز روی سبک‌روحی
مجد دین سرور و سلطان قضات اسماعیل
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
سرور اهل عمایم، شمع جمع انجمن
دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
در این ظلمت‌سرا تا کی، به بوی دوست بنشینم
ای معرا اصل عالی جوهرت از حرص و آز
ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست
به گوش جان رهی منهیی ندا در داد
به روز شنبهٔ سادس ز ماه ذی الحجه
به من سلام فرستاد دوستی امروز
گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل
آن میوهٔ بهشتی کآمد به دستت ای جان
خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا
ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار