دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 105

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 105

ور نه اندیشهٔ این کار فراموشش باد
آن که یک جرعه می از دست تواند دادن
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
شاه ترکان، سخن مدعیان می‌شنود
شرمی از مظلمهٔ خون سیاوشش باد
گر چه از کبر، سخن با من درویش نگفت
جان فدای شکرین‌پستهٔ خاموشش باد
چشمم از آینه‌داران خط و خالش گشت
لبم از بوسه‌ربایان بر و دوشش باد
نرگس مست نوازش‌کن مردم‌دارش
خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ
حلقهٔ بندگی زلف تو در گوشش باد

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.