قلم:
غزل شماره 112
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 112
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
صبر و آرام تواند به من مسکین داد
وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به لب شیرین داد
گنج زر گر نبود، کنج قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد
خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن
هر که پیوست بدو، عمر خودش کاوین داد
بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی
خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
در کف غصه دوران، دل حافظ خون شد
از فراق رخت ای خواجه قوام الدین، داد
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.