قلم:
غزل شماره 460
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 460
سلیمی منذ حلت بالعراق
ألاقی من نواها ما ألاقی
الا ای ساروان منزل دوست
إلی رکبانکم طال اشتیاقی
خرد در زندهرود انداز و می نوش
به گلبانگ جوانان عراقی
ربیع العمر فی مرعی حماکم
حماک الله یا عهد التلاقی
بیا ساقی بده رطل گرانم
سقاک الله من کأس دهاق
جوانی باز میآرد به یادم
سماع چنگ و دست افشان ساقی
می باقی بده تا مست و خوشدل
به یاران برفشانم عمر باقی
درونم خون شد از نادیدن دوست
ألا تعسا لأیام الفراق
دموعی بعدکم لا تحقروها
فکم بحر عمیق من سواق
دمی با نیکخواهان متفق باش
غنیمت دان امور اتفاقی
بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو
به شعر فارسی، صوت عراقی
عروسی بس خوشی ای دختر رز
ولی گه گه سزاوار طلاقی
مسیحای مجرد را برازد
که با خورشید سازد هموثاقی
وصال دوستان روزی ما نیست
بخوان حافظ غزلهای فراقی
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.