قلم:
غزل شماره 438
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 438
سبت سلمی بصدغیها فؤادي
و روحي کل یوم لي ینادي
نگارا بر من بیدل ببخشای
و واصلني علی رغم الأعادي
حبیبا در غم سودای عشقت
توکلنا علی رب العباد
أ من انکرتني عن عشق سلمی
تزاول آن روی نهکو بوادی
که همچون مت به بوتن دل و ای ره
غریق العشق في بحر الوداد
به پی ماچان غرامت بسپریمن
غرت یک وی روشتی از اما دی
غم این دل بواتت خورد ناچار
و غر نه او بنی آنچت نشادی
دل حافظ شد اندر چین زلفت
بلیل مظلم و الله هادي
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.