دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 64

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 64

اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست
زبان خموش، ولیکن دهان پر از عربی‌ست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی‌ست
در این چمن گل بی خار کس نچید، آری
چراغ مصطفوی با شرار بولهبی‌ست
سبب مپرس که چرخ از چه سفله‌پرور شد
که کام‌بخشی او را بهانه بی‌سببی‌ست
به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط
مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبی‌ست
جمال دختر رز، نور چشم ماست مگر
که در نقاب زجاجی و پردهٔ عنبی‌ست
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مست خرابم، صلاح بی‌ادبی‌ست
بیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریهٔ سحری و نیاز نیم‌شبی‌ست

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.