قلم:
غزل شماره 486
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 486
بلبل، ز شاخ سرو، به گلبانگ پهلوی
میخواند دوش، درس مقامات معنوی
یعنی بیا، که آتش موسی، نمود گل
تا از درخت، نکتهٔ توحید بشنوی
مرغان باغ، قافیهسنجند و بذلهگوی
تا خواجه می خورد، به غزلهای پهلوی
جمشید، جز حکایت جام، از جهان نبرد
زنهار! دل مبند، بر اسباب دنیوی
این قصهٔ عجب شنو از بخت واژگون
ما را بکشت یار، به انفاس عیسوی
خوش، وقت بوریا و گدایی و خواب امن
کاین عیش، نیست درخور اورنگ خسروی
چشمت، به غمزه، خانهٔ مردم، خراب کرد
مخموریت مباد، که خوش مست میروی
دهقان سالخورده، چه خوش گفت با پسر
کای نور چشم من! به جز از کشته، ندروی
ساقی، مگر وظیفهٔ حافظ، زیاده داد
کآشفته گشت، طرهٔ دستار مولوی
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.