غزل شمارهٔ ۵۷۶
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 576
دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد
کنون من هم نمی گنجم کز او این خانه پر باشد
ز شیرینی حدیثش شب شکافیده ست جان را لب
عجب دارم که می گوید حدیث حق مر باشد
غذاها از برون آید غذای عاشق از باطن
برآرد از خود و خاید که عاشق چون شتر باشد
سبک رو همچو پریان شو ز جسم خویش عریان شو
مسلم نیست عریانی مر آن کس را که عر باشد
صلاح الدین به صید آمد همه شیران بود صیدش
غلام او کسی باشد که از دو کون حر باشد