غزل شمارهٔ ۸۲۱
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 821
خنده از لطفت حکایت می کند
ناله از قهرت شکایت می کند
این دو پیغام مخالف در جهان
از یکی دلبر روایت می کند
غافلی را لطف بفریبد چنان
قهر نندیشد جنایت می کند
وان یکی را قهر نومیدی دهد
یأس کلی را رعایت می کند
عشق مانند شفیعی مشفقی
این دو گمره را حمایت می کند
شکرها داریم زین عشق ای خدا
لطف های بی نهایت می کند
هر چه ما در شکر تقصیری کنیم
عشق کفران را کفایت می کند
کوثر است این عشق یا آب حیات
عمر را بی حد و غایت می کند
در میان مجرم و حق چون رسول
بس دوادو بس سعایت می کند
بس کن آیت آیت این را برمخوان
عشق خود تفسیر آیت می کند