غزل شمارهٔ ۹۷۳
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 973
صوفیان در دمی دو عید کنند
عنکبوتان مگس قدید کنند
شمع ها می زنند خورشیدند
تا که ظلمات را شهید کنند
باز هر ذره شد چو نفخه صور
تا شهید تو را سعید کنند
چرخ کهنه به گردشان گردد
تا کهنه هاش را جدید کنند
رغم آن حاسدان که می خواهند
تا قریب تو را بعید کنند
حاسدان را هم از حسد بخرند
همه را طالب و مرید کنند
کیمیای سعادت همه اند
در همه فعل خود بدید کنند
کیمیایی کنند همه افلاک
لیک در مدتی مدید کنند
وان هم از ماه غیب دزدیدند
که گهی پاک و گه پلید کنند
خنک آن دم که جمله اجزا را
بی ز ترکیب ها وحید کنند
بس کن این و سر تنور ببند
تا که نان هات را ثرید کنند