دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۵۴

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 1754

آتشی از تو در دهان دارم
لیک صد مهر بر زبان دارم
دو جهان را کند یکی لقمه
شعله هایی که در نهان دارم
گر جهان جملگی فنا گردد
بی جهان ملک صد جهان دارم
کاروان ها که بار آن شکرست
من ز مصر عدم روان دارم
من ز مستی عشق بی خبرم
که از آن سود یا زیان دارم
چشم تن بود درفشان از عشق
تا کنون جان درفشان دارم
بند خانه نیم که چون عیسی
خانه بر چارم آسمان دارم
شکر آن را که جان دهد تن را
گر بشد جان جان جان دارم
آنچ داده ست شمس تبریزی
ز من آن جو که من همان دارم