دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۰

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2810

ای بداده دیده های خلق را حیرانیی
وی ز لشکرهای عشقت هر طرف ویرانیی
ای مبارک چاشتگاهی کآفتاب روی تو
عالم دل را کند اندر صفا نورانیی
دم به دم خط می دهد جان ها که ما بنده توایم
ای سراسر بندگی عشق تو سلطانیی
تا چه می بینند جان ها هر دمی در روی تو
وز چه باشد هر زمانیشان چنین رقصانیی
از چه هر شب پاسبان بام عشق تو شوند
وز چه هر روزی بودشان بر درت دربانیی
این چه جام است این که گردان کرده ای بر جان ها
آب حیوان است این یا آتشی روحانیی
این چه سر گفتی تو با دل ها که خصم جان شدند
این چه دادی درد را تا می کند درمانیی
روستایی را چه آموزید نور عشق تو
تا ز لوح غیب دادش هر دمی خط خوانیی
شمس تبریزی فروکن سر از این قصر بلند
تا بقایی دیده آید در جهان فانیی