دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۱۱

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — غزلیات دیوان شمس شماره 2811

از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
با همه خویشان گرفته شیوه ی بیگانگی
وحش صحرا گشته و رسوای بازاری شده
از هوای خانه ی او صد هزاران خانگی
صاعقه هجرش زده برسوخته یک بارگی
عقل و شرم و فهم و تقوا دانش و فرزانگی
من ز شمع عشق او نان پاره ای می خواستم
گفت بنویسید توقیعش پی پروانگی
ای گشاده قلعه های جان به چشم آتشین
ای هزاران صف دریده عشقت از مردانگی
ای خداوند شمس دین صد گنج خاک است پیش تو
تا چه باشد عاشق بیچاره ای یک دانگی
صد غریو و بانگ اندر سقف گردون افکنیم
من نی ام در عشق پابرجای تو یک بانگی
عقل را گفتم میان جان و جانان فرق کن
شانه ی عقلم ز فرقش یاوه کرده شانگی