قلم:
غزل شماره 364
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 364
ما بیغمان مست دل از دست دادهایم
همراز عشق و همنفس جام بادهایم
بر ما بسی کمان ملامت کشیدهاند
تا کار خود ز ابروی جانان گشادهایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیدهای
ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم
پیر مغان ز توبهٔ ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستادهایم
کار از تو میرود، مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم و ز راه اوفتادهایم
چون لاله، می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم
گفتی که «حافظ این همه رنگ و خیال چیست؟!»
نقش غلط مبین که همان لوح سادهایم
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.