دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

بخش ۲۰۷ - جواب طعنه‌زننده در مثنوی از قصور فهم خود

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۳ شماره 5764

جواب طعنه زننده در مثنوی از قصور فهم خود
ای سگ طاعن تو عو عو می کنی
طعن قرآن را برون شو می کنی
این نه آن شیرست کز وی جان بری
یا ز پنجه قهر او ایمان بری
تا قیامت می زند قرآن ندیٰ
کای گروه جهل را گشته فدیٰ
که مرا افسانه می پنداشتید
تخم طعن و کافری می کاشتید
خود بدیدید آن که طعنه می زدید
که شما فانی و افسانه بدید
من کلام حقم و قایم به ذات
قوت جان جان و یاقوت زکات
نور خورشیدم فتاده بر شما
لیک از خورشید ناگشته جدا
نک منم ینبوع آن آب حیات
تا رهانم عاشقان را از ممات
گر چنان گند آزتان ننگیختی
جرعه ای بر گورتان حق ریختی
نه بگیرم گفت و پند آن حکیم
دل نگردانم به هر طعنی سقیم