بخش ۱۲۳ - مثل
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۵ شماره 6047
مثل
آن یکی می خورد نان فخفره
گفت سایل چون بدین استت شره
گفت جوع از صبر چون دوتا شود
نان جو در پیش من حلوا شود
پس توانم که همه حلوا خورم
چون کنم صبری صبورم لاجرم
خود نباشد جوع هر کس را زبون
کین علف زاریست ز اندازه برون
جوع مر خاصان حق را داده اند
تا شوند از جوع شیر زورمند
جوع هر جلف گدا را کی دهند
چون علف کم نیست پیش او نهند
که بخور که هم بدین ارزانیی
تو نه ای مرغاب مرغ نانیی