بخش ۴۰ - صفت آن عجوز
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۶ شماره 6142
صفت آن عجوز
چونک مجلس بی چنین پیغاره نیست
از حدیث پست نازل چاره نیست
واستان هین این سخن را از گرو
سوی افسانه عجوزه باز رو
چون مسن گشت و درین ره نیست مرد
تو بنه نامش عجوز سال خورد
نه مرورا راست مال و پایه ای
نه پذیرای قبول مایه ای
نه دهنده نی پذیرنده خوشی
نه درو معنی و نه معنی کشی
نه زبان نه گوش نه عقل و بصر
نه هش و نه بیهشی و نه فکر
نه نیاز و نه جمالی بهر ناز
تو بتویش گنده مانند پیاز
نه رهی ببریده او نه پای راه
نه تبش آن قحبه را نه سوز و آه