بخش ۱۱۹ - سبب تاخیر اجابت دعای مؤمن
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — مثنوی د۶ شماره 6221
سبب تاخیر اجابت دعای مؤمن
ای بسا مخلص که نالد در دعا
تا رود دود خلوصش بر سما
تا رود بالای این سقف برین
بوی مجمر از انین المذنبین
پس ملایک با خدا نالند زار
کای مجیب هر دعا وی مستجار
بنده مؤمن تضرع می کند
او نمی داند به جز تو مستند
تو عطا بیگانگان را می دهی
از تو دارد آرزو هر مشتهی
حق بفرماید که نه از خواری اوست
عین تاخیر عطا یاری اوست
حاجت آوردش ز غفلت سوی من
آن کشیدش مو کشان در کوی من
گر بر آرم حاجتش او وا رود
هم در آن بازیچه مستغرق شود
گرچه می نالد به جان یا مستجار
دل شکسته سینه خسته گو بزار
خوش همی آید مرا آواز او
وآن خدایا گفتن و آن راز او
وانک اندر لابه و در ماجرا
می فریباند به هر نوعی مرا
طوطیان و بلبلان را از پسند
از خوش آوازی قفس در می کنند
زاغ را و چغد را اندر قفس
کی کنند این خود نیامد در قصص
پیش شاهد باز چون آید دو تن
آن یکی کمپیر و دیگر خوش ذقن
هر دو نان خواهند او زوتر فطیر
آرد و کمپیر را گوید که گیر
وآن دگر را که خوش استش قد و خد
کی دهد نان بل به تاخیر افکند
گویدش بنشین زمانی بی گزند
که به خانه نان تازه می پزند
چون رسد آن نان گرمش بعد کد
گویدش بنشین که حلوا می رسد
هم برین فن داردارش می کند
وز ره پنهان شکارش می کند
که مرا کاریست با تو یک زمان
منتظر می باش ای خوب جهان
بی مرادی مومنان از نیک و بد
تو یقین می دان که بهر این بود