دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

فصل پنجاه و ششم - اکمل‌الدّین گفت مولانا را عاشقم

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — فیه ما فیه شماره 6299

فصل پنجاه و ششم - اکمل الدین گفت مولانا را عاشقم
اکمل الدین گفت مولانا را عاشقم و دیدار او را آرزومند م و آخرتم خود یاد نمی آید نقش مولانا را بی این اندیشه ها و پیشنهادها مونس می بینم و آرام می گیرم به جمال او و لذت ها حاصل می شود از عین صورت او یا از خیال او فرمود اگرچه آخرت و حق در خاطر نیاید الا آن همه مضمر است در دوستی و مذکور است پیش خلیفه رقاصه ای شاهد چار پاره می زد خلیفه گفت که فی یدیک صنعتک قال فی رجلی یا خلیفة رسول الله خوشی در دست های من از آنست که آن خوشی پا درین مضمر است پس اگرچه مرید به تفاصیل آخرت را یاد نیاورد اما لذت او به