دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۲۲۲

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 222

حُسن تو دایم بدین قرار نمانَد
مست تو جاوید، در خمار نمانَد
ای گلِ خندانِ نوشکفته نگه دار
خاطر بلبل؛ که نوبهار نماند
حُسن دلاویز پنجه‌ایست نگارین
تا به قیامت بر او نگار نماند
عاقبت از ما غبار ماند زنهار
تا ز تو بر خاطری غبار نماند
پار گذشت آن چه دیدی از غم و شادی
بگذرد امسال و همچو پار نماند
هم بدهد دور روزگار، مرادت
ور ندهد دور روزگار نماند
سعدیِ شوریده، بی‌قرار چرایی؟
در پی چیزی که برقرار نماند
شیوه عشق اختیار اهل ادب نیست
بل چو قضا آید اختیار نماند

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.