دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۲۴۴

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 244

یار با ما بی‌وفایی می‌کند
بی‌گناه، از من جدایی می‌کند
شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا
جای دیگر روشنایی می‌کند
می‌کند با خویش خود بیگانگی
با غریبان آشنایی می‌کند
جوفروش است آن نگار سنگ‌دل
با من او گندم‌نمایی می‌کند
یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی می‌کند
ای مسلمانان به فریادم رسید
کآن فلانی بی‌وفایی می‌کند
کشتی عمرم شکسته است از غمش
از من مسکین جدایی می‌کند
آن‌چه با من می‌کند اندر زمان
آفت دور سمایی می‌کند
سعدی شیرین‌سخن در راه عشق
از لبش بوسی گدایی می‌کند

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.