دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۳۵۵

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 355

اِنْتَبِهْ قَبلَ السَّحَر یا ذَالْمَنام
نوبت عشرت بزن، پیش آر جام
تا سوار عقل بردارد دمی
طبع شورانگیز را دست از لگام
دَوری از بَط در قدح کن پیش از آنک
در خروش آید خروس صبحِ بام
مرغ جانم را به مشکین سلسله
طوق بر گردن نهادی چون حَمام
ز آهنین چنگال شاهین غمت
رخنه رخنه‌ست اندرون من چو دام
ساعتی چون گل به صحرا درگذر
یک زمان چون سرو در بستان خرام
تا شود بر گل نکورویی وَبال
تا شود بر سرو، رعنایی حرام
طوطیانِ جان سعدی را به لطف
شکری ده از لب یاقوت‌فام
نالهٔ بلبل به مستی خوش‌تر است
ساتَکینی ساتَکینی ای غلام

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.