دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۳۹۰

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 390

نه دست‌رسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جُور که از تو بر من آید
از گردشِ روزگار دارم
در دل غم تو کنم خزینه
گر یک دل و گر هزار دارم
این خسته‌دلم چو موی باریک
از زلفِ تو یادگار دارم
من کاَندُه تو کشیده باشم
اندوهِ زمانه خوار دارم
در آب دو دیده از تو غرقم
وامید لب و کنار دارم
دل بردی و تن زدی، همین بود؟
من با تو بسی شمار دارم
دشنام همی دهی به سعدی
من با دو لب تو کار دارم

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.