دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شمارهٔ ۶۲۶

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — غزلیات سعدی شماره 626

امروز چنانی ای پری‌روی
کز ماه به حسن می‌بری گوی
می‌آیی و در پی تو عشاق
دیوانه شده دوان به هر سوی
اینک من و زنگیان کافر
وان ملعب لعبتان جادوی
آورده ز غمزه سحر در چشم
در داده ز فتنه تاب در موی
وز بهر شکار دل نهاده
تیر مژه در کمان ابروی
نرخ گل و گلشکر شکسته
زآن چهره خوب و لعل دلجوی
چاکر شده شاه اخترانت
شیر فلکت شده سگ کوی
بر بام سراچهٔ جمالت
کیوان شده پاسبان هندوی
عارض به مثل چو برگ نسرین
بالا به صفت چو سرو خودروی
گویی به چه شانه کرده‌ای زلف
یا خود به چه آب شسته‌ای روی
کز روی به لاله می‌دهی رنگ
وز زلف به مشک می‌دهی بوی
چون سعدی، صد هزار بلبل
گلزار رخ تو را غزل‌گوی

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.