دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

حکایت شمارهٔ ۳۲

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — گلستان سعدی شماره 74

ای گرفتارِ پای بندِ عیال
دیگر آسودگی مبند خیال
غمِ فرزند و نان و جامه و قوت
بازت آرد ز سِیر در مَلَکوت
همه روز اتّفاق می‌سازم
که به شب با خدای پردازم
شب چو عَقدِ نماز می‌بندم
چه خورد بامداد فرزندم؟

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.