دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

شمارهٔ ۳۹

شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی — مواعظ و قصاید سعدی شماره 288

ماه منظور آن بت زیبای من
سرو روز‌افزون مهر‌افزای من
‌کاندرین شهر از کمند زلف اوست
‌بند بر پای جهان‌پیمای من
‌هر کسی با ماه‌روئی سرخوش است
‌آن من کَنگی است هم‌بالای من
‌جامه‌دانی دارد آن سیمین زَنَخ
‌کاندران گم می‌شود کالای من
‌گر بیفتد، باز نتوان یافتن
‌در جوال وسع او خرمای من
‌ور به عمری دست در گردن کند
‌اتّفاقاً رای او با رای من
‌دوست می‌دارم که در کونش برم
‌نازنین‌تر عضوی از اعضای من
‌راضیم با خوی او، کز جوی او
‌کم نخواهد بود استسقای من
‌این قیامت بین که عارف می‌کند
‌تا کجا باشد قیامت جای من

✨ تعبیر و پیام شعر:

حکمت و پند سعدی: دعوت به اعتدال، مروت، نیک‌نامی و پرهیز از مردم‌آزاری.