دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 57

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 57

آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون، لب خندان، دل خرم با اوست
گرچه شیرین‌‌دهنان پادشهان‌اند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم، همت پاکان دو عالم با اوست
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم، عزم سفر کرد خدا را یاران
چه کنم با دل مجروح؟ که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌‌دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست؟
«حافظ» از معتقدان است گرامی دارش!
زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست
این غزل به توصیف معشوقی زیبا و خوش‌قلب می‌پردازد که همه خوبی‌ها و کمالات را در خود جمع کرده است. حافظ از او به عنوان "سلیمان زمان" یاد می‌کند که قدرت و نفوذ سحرآمیزی دارد. با وجود اینکه معشوق ترک سفر کرده و دل حافظ را مجروح ساخته است، اما حافظ همچنان به او وفادار است و او را سرچشمه بخشش و نیکویی می‌داند. در واقع، این غزل ستایش بی‌حد و مرز حافظ از معشوق و تسلیم او در برابر جاذبه‌های اوست.

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.