دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 344

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 344

عمریست تا من در طلب، هر روز گامی می‌زنم
دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم
بی ماه مهرافروز خود، تا بگذرانم روز خود
دامی به راهی می‌نهم، مرغی به دامی می‌زنم
اورنگ کو؟ گلچهر کو؟ نقش وفا و مهر کو؟
حالی من اندر عاشقی، داو تمامی می‌زنم
تا بو که یابم آگهی از سایهٔ سرو سهی
گلبانگ عشق از هر طرف، بر خوش خرامی می‌زنم
هرچند ک‌آن آرام دل، دانم نبخشد کام دل
نقش خیالی می‌کشم، فال دوامی می‌زنم
دانم سر آرد غصه را، رنگین برآرد قصه را
این آه خون افشان که من، هر صبح و شامی می‌زنم
با آن که از وی غایبم، وز می چو حافظ تایبم
در مجلس روحانیان، گه گاه جامی می‌زنم

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.