دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 98

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 98

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
صلاح ما همه آن است کآن تو راست صلاح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
بیاض روی چو ماه تو، فالق الأصباح
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
از آن کمانچهٔ ابرو و تیر چشم، نجاح
ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان
که آشنا نکند در میان آن، ملاح
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری
گرفت کام دلم زو به صد هزار الحاح
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.