دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 97

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 97

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همهٔ دلبران دهندت باج
دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج
سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج
دهان شهد تو داده رواج آب خضر
لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج
از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت
که از تو درد دل ای جان! نمی‌رسد به علاج
چرا همی شکنی جان من ز سنگ‌دلی؟
دل ضعیف که باشد، به نازکی چو زجاج
لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است
قد تو سرو و میان‌موی و بر، به هیئت عاج
فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.