دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 179

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 179

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاک‌سار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟
چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
که «جام باده بیاور که جم نخواهد ماند»
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه!
که این معامله تا صبح‌دم نخواهد ماند
توانگرا! دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که «جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند»
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.