قلم:
غزل شماره 180
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 180
ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن میشود بلند
خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند
گر جلوه مینمایی و گر طعنه میزنی
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند
ز آشفتگی حال من آگاه کی شود؟
آن را که دل نگشت گرفتار این کمند
بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست؟
تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند
جایی که یار ما به شکرخنده دم زند
ای پسته کیستی تو، خدا را به خود مخند
حافظ چو ترک غمزهٔ ترکان نمیکنی
دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خجند
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.