قلم:
غزل شماره 261
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 261
درآ که در دل خسته، توان درآید باز
بیا که در تن مرده، روان درآید باز
بیا که فرقت تو، چشم من چنان در بست
که فتح باب وصالت مگر گشاید باز
غمی که چون سپه زنگ، ملک دل بگرفت
ز خیل شادی روم رخت زداید باز
به پیش آینهٔ دل هر آن چه میدارم
به جز خیال جمالت، نمینماید باز
بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره میشمرم تا که شب چه زاید باز
بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ
به بوی گلبن وصل تو میسراید باز
✨ تعبیر و پیام شعر:
نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کردهاید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل میگردد.