دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 72

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 72

راهی‌ست راه عشق که هیچش کناره نیست
آن‌جا جز آن‌که جان بسپارند، چاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی، خوش دمی بود
در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار!
کآن شحنه در ولایت ما، هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد؟
جانا، گناه طالع و جرم ستاره نیست
او را به چشم پاک، توان دید چون هلال
هر دیده، جای جلوهٔ آن ماه‌پاره نیست
فرصت شمر طریقهٔ رندی که این نشان
چون راه گنج، بر همه‌کس، آشکاره نیست
نگرفت در تو، گریهٔ «حافظ»، به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.